Wednesday, November 04, 2009

ما نسل سومی هستیم

نسل سوم ؛ بد شانس ترين نسل تاريخ ايران :‌

تو نوزادی شیر خشک نایاب شده بود...
تو بچگی هم دوران جنگ بود...
دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن... نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید...
رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن...
فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد...
ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد

خدا باقی شو بخیر کنه

Monday, October 19, 2009

How to type farsi numeric in WORD 2007


I was wondering how Office 2007 used to be designed in a more user friendly style and why I can not find those simple menus as I used to did in Office 2003.
Now I am trying to type some farsi texts and it is getting annoying to have text in farsi and numbers in English.
so here is the way if you like to fix it :

Saturday, October 10, 2009

شاعر بازی

گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه ....شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت. شاعرسرود: ز
سال ها بود تو را می کردم همه شب تا به سحرگاه دعا
یاد داری که به من می دادی درس آزادگی و مهر و وفا
همه کردند چرا ما نکنیم وصف روی گل زیبای تو را
تا ته دسته فرو خواهم کرد خنجر خود به گلوگاه نگاه
تو اگر خم نشوی تو نرود قد رعنای تو از این درگاه
مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش
یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم صد دعا از دل مجروح پریشان احوال
وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست کاکل مشک فشان با وزش باد شمال
عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال

Tuesday, October 06, 2009

راز پیروزی اسکندر بر ایران

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

Friday, September 25, 2009

به یاد دوست

بشنوید

كاروان

همه شب نالم چون ني
که غمي دارم،که غمي دارم
دل و جان بردي امّا
نشدي يارم ،يارم
با ما بودي،بي ما رفتي
چون بوي گل به کجا رفتي
تنها ماندم،تنها رفتي
چو کاروان رود،فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم
فتادم از پا ز ناتواني، اسير عشقم، چنان که داني
رهايي غم نمي توانم، تو چاره اي کن، که مي تواني
گر ز دل بر آرم آهي
آتش از دلم ريزد
چون ستاره از مژگانم
اشک آتشين ريزد
چو کاروان رود،فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم
نه حريفي تا با او غم دل گويم
نه اميدي در خاطر که تو را جويم
اي شادي جان، سرو روان، کز بر ما رفتي
از محفل ما، چون دل ما، سوي کجا رفتي
تنها ماندم، تنها رفتي
به کجايي غمگسار من؟، فغان زار من بشنو باز آ، باز آ
از صبا حکايتي ز روزگار من بشنو باز آ،
باز آ.... سوي رهي
چون روشني از ديده ما رفتي
با قافله باد صبا رفتي
تنها ماندم
تنها رفتي...

خواننده: استاد غلانحسين بنان
آهنگساز:استاد مرتضي محجوبي
شاعر: رهي معيّري