Friday, September 25, 2009

به یاد دوست

بشنوید

كاروان

همه شب نالم چون ني
که غمي دارم،که غمي دارم
دل و جان بردي امّا
نشدي يارم ،يارم
با ما بودي،بي ما رفتي
چون بوي گل به کجا رفتي
تنها ماندم،تنها رفتي
چو کاروان رود،فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم
فتادم از پا ز ناتواني، اسير عشقم، چنان که داني
رهايي غم نمي توانم، تو چاره اي کن، که مي تواني
گر ز دل بر آرم آهي
آتش از دلم ريزد
چون ستاره از مژگانم
اشک آتشين ريزد
چو کاروان رود،فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم
نه حريفي تا با او غم دل گويم
نه اميدي در خاطر که تو را جويم
اي شادي جان، سرو روان، کز بر ما رفتي
از محفل ما، چون دل ما، سوي کجا رفتي
تنها ماندم، تنها رفتي
به کجايي غمگسار من؟، فغان زار من بشنو باز آ، باز آ
از صبا حکايتي ز روزگار من بشنو باز آ،
باز آ.... سوي رهي
چون روشني از ديده ما رفتي
با قافله باد صبا رفتي
تنها ماندم
تنها رفتي...

خواننده: استاد غلانحسين بنان
آهنگساز:استاد مرتضي محجوبي
شاعر: رهي معيّري

Thursday, September 03, 2009

از کرَه گي دُم نداشتن

... مردي خري ديد به گل در نشسته و صاحب خر از بيرون كشيدن آن درمانده . مساعدت را ( براي كومك كردن ) دست در دُم خر زده قُوَت كرد( زور زد ) . دُم از جاي كنده آمد . فغان از صاحب خر برخاست كه " تاوان بده !"
مرد به قصد فرار به كوچه يي دويد ، بن بست يافت . خود را به خانه يي درافگند . زني آنجا كنار حوض خانه چيزي ميشست و بار حمل داشت ( حامله بود ) . از آن هياهو و آواز در بترسيد ، بار بگذاشت ( سِقط كرد ) . خانه خدا ( صاحبِ خانه ) نيز با صاحب خر هم آواز شد .
مردِ گريزان بر بام خانه دويد . راهي نيافت ، از بام به كوچه يي فروجست كه در آن طبيبي خانه داشت . مگر جواني پدر بيمارش را به انتظار نوبت در سايهء ديوار خوابانده بود ؛ مرد بر آن پير بيمار فرود آمد ، چنان كه بيمار در حاي بمُرد . پدر مُرده نيز به خانه خداي و صاحب خر پيوست !
مَرد ، همچنان گريزان ، در سر پيچ كوچه با يهودي رهگذر سينه به سينه شد و بر زمينش افگند . پاره چوبي در چشم يهودي رفت و كورش كرد . او نيز نالان و خونريزان به جمع متعاقبان پيوست !
مرد گريزان ، به ستوه از اين همه، خود را به خانهء قاضي افگند كه " دخيلم! " . مگر قاضي در آن ساعت با زن شاكيه خلوت كرده بود . چون رازش فاش ديد ، چارهء رسوايي را در جانبداري از او يافت : و چون از حال و حكايت او آگاه شد ، مدعيان را به درون خواند .
نخست از يهودي پرسيد .
گفت : اين مسلمان يك چشم مرا نابينا كرده است . قصاص طلب ميكنم .
قاضي گفت : دَيتِ مسلمان بر يهودي نيمه بيش نيست . بايد آن چشم ديگرت را نيز نابينا كند تا بتوان از او يك چشم بركند !
و چون يهودي سود خود را در انصراف از شكايت ديد ، به پنجاه دينار جريمه محكومش كرد !
جوانِ پدر مرده را پيش خواند .
گفت : اين مرد از بام بلند بر پدر بيمار من افتاد ، هلاكش كرده است . به طلب قصاص او آمده ام .
قاضي گفت : پدرت بيمار بوده است ، و ارزش حيات بيمار نيمي از ارزش شخص سالم است . حكم عادلانه اين است كه پدر او را زير همان ديوار بنشانيم و تو بر او فرودآيي ، چنان كه يك نيمهء جانش را بستاني !

و جوانك را نيز كه صلاح در گذشت ديده بود ، به تأديهء سي دينار جريمهء شكايت بيمورد محكوم كرد !
چون نوبت به شوي آن زن رسيد كه از وحشت بار افكنده بود ، گفت : قصاص شرعاً هنگامي جايز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد . حالي ميتوان آن زن را به حلال در فراش ( عقد ازدواج ) اين مرد كرد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند . طلاق را آماده باش !
مردك فغان برآورد و با قاضي جدال ميكرد ، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دويد .
قاضي آواز داد : هي ! بايست كه اكنون نوبت توست !
صاحب خر همچنان كه ميدود فرياد كرد : مرا شكايتي نيست . محكم كاري را ، به آوردن مرداني ميروم كه شهادت دهند خر مرا ازگره گي دُم نبوده است

از احمد شاملو

Monday, August 31, 2009

ضرب المثل چينی

جديدترين ضرب المثل چينی می گويد:
يک ايرانی اگر هواپيمايش سقوط نکند،
از حوادث رانندگی جان سالم به در ببرد،
آلودگی هوا زنده اش بگذارد،
زلزله زير آوار لهش نکند
و در گودال وسط چهارراه ناپدید نشود،

حتماً از خوشحالی خواهد مرد

A Chinese proverb:

An Iranian,

if his plane doesn't crash,
if
survives deadly car accident,
if air pollution let him live linger,
if earthquake doesn't squelch his bones,
and if doesn't disappear at the middle of a big hole in the junction of street,

He will for sure dies as of happiness.

Sunday, May 10, 2009

title and abstract


The use of geotextiles for the treatment of
surface water








Ehsan Moslemizadeh













A thesis



In



The Department of



Building, Civil, and Environmental Engineering













Presented in Partial Fulfillment of the Requirements for the Degree
Of



Master of Applied Science



at








Concordia University



Montreal, Quebec, Canada








February 2009













© Ehsan Moslemizadeh, 2009







Abstract


Various substances
have been discharged into water areas from the shore and rivers
through human activity. Suspended solids (SS) are examples of such
substances. SS have the potential to adsorb various substances such
as heavy metals and nutrients. In addition, SS which exist in the
water as contaminated SS, form contaminated sediments by
sedimentation. These contaminated sediments will influence human
health through the food chain. Eutrophication
is also one of the biggest environmental problems caused by organic
matter and nutrients residing in enclosed water areas.
Therefore,
removal of the substances such as SS, and decreasing the amount of
COD present in the water and organic matter play an important role in
environmental treatment.


In this study,
laboratory filtration tests were performed
to develop a technique for water treatment. A
non-woven filter was used as the filter medium. The pore size and the
thickness of the filter are 150 μm and 0.2 cm, respectively. The
results showed that SS were removed to levels of 2 mg/L or less by
filtration. A SS removal efficiency of 84.3% was obtained. By
filtration, COD was also removed. The results demonstrated that there
is a linear relationship with the regression coefficient (R2)
of 0.6 to 0.9 between the elimination of SS and COD. In addition,
dissolved COD results also showed a decreasing trend through the
filtration process. Therefore, SS removal improved the quality of
water in terms of COD.